روی باومایستر روانشناس شاخه اجتماعی در اواخر قرن بیستم نظریه افسانه شیطانی با عنوان ( مقصر دانستن قربانیان ) را مطرح کرده است.افسانه شیطانی از ویژگیهای بارز حکومتهای دیکتاتوری و استبدادی است.آنان با ترفند و تبحر ، گناهان و اعمال شرورانه و شیطانی خود را به گردن قربانیان خود می اندازند.
در نظریه افسانه شیطانی ،شیطان هرگز فکر نمی کند که کار اشتباهی انجام داده و همیشه قربانیان خود را مقصر می داند.
تفکر شیطانی در بین حاکمان بیدادگر جمهوری اسلامی و طرفداران خشک مغز و متعصب آنان موج می زند ، متاسفانه در دی ماه خونین امسال،حاکمان شیطان صفت جمهوری اسلامی برای حفظ بقا و غارت و چپاول بیشتر اموال عمومی، شهروندان مطالبه گر و آزادی خواهان این سرزمین را به رغم حضور اعتراضی و میلیونی مردم به جان آمده، به مثابه ی یک دشمن بیگانه معرفی نمود و با تبحر و ترفند،خود را در حال دفاع مشروع در بر ابر تروریست های مسلح و اشرار معرفی کرده است.اما صحنه های خیابان پر از جنازه های متبرک بهترین فرزندان ایران به ویژه جوانانی شد که با دست خالی و صرفا به خاطر اعتراض به نظام جبار و ستمگر حاضر، به میدان آمدند اما حاکمان ستمگر با سلاح گرم قلب معصوم آنها را هدف قرار دادند.حاکمان ستمکار قصد دارند با حیله و تبلیغ دروغین، اعمال شرورانه،سرکوبگرانه، خشونت ، بازداشت ، زندان و اعدام و کشتار مردم را وارونه جلوه داده و تمامی آزادی خواهان کشته شده راه آزادی را مقصر فاجعه نسل کشی ۱۸و۱۹دی پنجشنبه و جمعه سیاه دیماه جلوه دهند.
حاکمان اختلاس گر و رانت خوار که عامل ۴۷ سال فقر و فلاکت و تیره روزی مردم این مملکت بوده اند، تمام مشکلات ومصائبی را که خود مسبب آنند و از هر سو بر ملت تحمیل کرده اند، به گردن مردم انداخته اند.
امیدوارانه و با اطمینان و یقین کامل تاکید می کنم که ملت ایران به زودی معشوق آزادی را به آغوش خواهد کشید و آمران و عاملان این جنایت وحشتناک و فاجعه عظیم نسل کشی پنجشنبه و جمعه سیاه دیماه ۱۴۰ هم به زودی در دادگاه های صالحه به سزای اعمالشان خواهند رسید.
اما دردناک ترین و هولناک ترین بخش این کشتار عظیم نشانه گرفتن قلب بی شمار دانش آموزان آینده ساز این سرزمین بود که با هزاران آرزو و امید، با گلوله های جانیانی به قلبشان، برای همیشه خاموش شدند.از جامعه معلمان و کنشگران انتظار می رود در دادخواهی خون به ناحق ریخته ی این نوجوانان و جوانان پر پرشده، قصور و کوتاهی نکنند.تاریخ گریبان ما را خواهد گرفت که چگونه به خونخواهی فرزندان معصوم و بی گناه کشته شده خود مواجه شدیم. متاسفانه تعدادی از معلمان مبارز هم در این دی ماه خونین به دست شقی ترین ها کشته شدند و برخی دیگر نیز دستگیر و زندانی شدند.بر کنشگران صنفی و تشکل ها فرض است آنگونه که مسئولیت تاریخی و اخلاقی ایجاب می کند، در مسیر دادخواهی همه ی همت خود را به کار بندند.زمان چندانی برای انتخاب و حرکت در مسیر درست در اختیار ما نیست.دادخواهی و همراهی در لحظه بی پناهی و مظلومیت این همه جان از دست رفته، معنی کنشگری پویا و صادقانه است.آن هنگام که استبداد به کناری رود و زبان ها گشوده شود،حتما از ما خواهند پرسید در آن هنگامه ی خونین برای این همه جان بی پناه کشته شده چه کردید؟ آن روز،روزی است که باید سربلند و سرافراز در پیش وجدان و تاریخ باشیم.
به امید آزادی ایران و میهمانی جشن آفتاب
زندان مرکزی کرج سالن ۱۶
مسعود فرهیخته، معلم و فعال صنفی استان البرز، از جمله زندانیان سیاسی است که به دلیل فعالیتهای مدنی، صنفی و انتقادی خود بازداشت و زندانی شده است. او در نوشتهها و مواضع خود بر عدالت، آزادی، کرامت انسانی و دادخواهی قربانیان سرکوب تأکید دارد و صدای معلمان، دانشآموزان و شهروندان معترض ایران است.
او هم اکنون در زندان مرکزی کرج، سالن ۱۶ نگهداری میشود.

