اقتصاد بقا
ایران ۱۴۰۵، از روایت تا خوانش راهبردی
چکیده اجرایی
این گزارش بر دو ماده پژوهشی همگرا استوار است. نخست، مجموعهای از روایتهایی که در بهار ۱۴۰۵ از سوی شهروندان ایرانی به دُرنا ارسال شد؛ کارگر، کارمند، خویشفرما، مادر خانواده، جوان فارغالتحصیل، در پاسخ به فراخوانی ساده برای بازگو کردن وضع اقتصاد خانوار. دوم، مجموعهای از دادههای اقتصاد کلان و ساختاری که تورم، ارز، دستمزدها، بازار کار، نظام حمایت اجتماعی، اثر تجمیعی دو جنگ ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵، و تصرف فرادولتی اقتصاد ایران را در بر میگیرد.
تشخیص در سه سطر میگنجد. جمهوری اسلامی، در معنای فنی این واژه، وارد دوران ابرتورم شده است؛ سقوط ارزش پول ملی، ریال را در ۱۴ خرداد ۱۴۰۵ به یک میلیون و هفتصد و پنجاه هزار در برابر دلار رسانده5 و تورم خوراکی، حتی به روایت نهادهای رسمی، در دامنه ۹۹ تا ۱۱۰ درصد نقطه به نقطه قرار دارد2. حداقل دستمزد، که در اسفند ۱۴۰۴ شصت درصد افزایش یافت، اکنون معادل نود و پنج دلار در ماه است6، یعنی کمتر از نیمی از ارزش واقعی هجده ماه پیش و حدود یکسوم خط فقری که مرکز پژوهشهای مجلس برای خانواری چهارنفره در تهران به رسمیت میشناسد8. طبقات متوسط شهری، که تا پنج سال پیش هنوز شناساییپذیر بودند، به آنچه روزنامه شرق «طبقه متوسط فقیر» میخواند تبدیل شدهاند.
این فروپاشی موسمی نیست. اثر آشکار سامانی اقتصادی است که به طور سازمانیافته ثروت را به سوی الیگارشی سیاسی‑امنیتی هدایت میکند؛ مجموعهای متشکل از سپاه پاسداران، بنیادهای مذهبی، ستاد اجرایی فرمان امام تحت اختیار رهبری، و شبکهای از پیمانکاریهای وابسته به این کلانساختار. سهم درآمدهای صادرات نفت و گاز که در لایحه بودجه ۱۴۰۴ به سپاه و نیروهای انتظامی اختصاص یافت پنجاه و یک درصد بود18. ثروت تحت کنترل مؤثر بیت رهبری، با احتساب توأمان ستاد، آستان قدس رضوی و بنیاد مستضعفان، امروز در حدود دویست میلیارد دلار برآورد میشود19. تورم، سقوط ریال و جنگ نشانهها هستند؛ تصرف فرادولتی و قفل سیاسی، خودِ بیماری.
یک. چارچوب و روش
فراخوانی به جامعه
در بهار ۱۴۰۵، در حالی که ایران بهسختی از یک جنگ بزرگ بیرون میآمد و بخشی از شبکههای برق و هوایی با ظرفیتی محدود فعالیت میکرد، دُرنا از طریق صفحات شخصی شماری از اعضای خود فراخوانی ساده به زبان فارسی منتشر کرد: اگر مایل به روایت وضع اقتصادی خود هستید، برای ما بنویسید و میزان درآمد ماهانه خود را نیز ذکر کنید تا فاصله گرانی روزافزون و درآمد ایرانیان عادی سنجشپذیر شود. این فراخوان درست در زمانی در اینستاگرام منتشر شد که برداشتن موقت محدودیتهای اینترنت، در ۵ خرداد ۱۴۰۵ و پس از هشتاد و هشت روز قطعی سراسری، برای نخستینبار از آغاز جنگ، امکان بیان مستقیم را فراهم میکرد.
مادهای که در عرض چند روز دریافت شد از قالب «روایت» فراتر میرود. این مجموعه نمونهای فرامحلی است که از منظر دانشگاهی نمایندگی آماری ندارد ولی برای آشکار کردن ساختارها به اندازه کافی گسترده است. در میان نویسندگان روایتها، کارگران ساختمان، مکانیک پیمانکاری فرودگاهی، مغازهداران خویشفرما، کارمندان رده پایین و میانی، مشاور املاک، مادر خانوادهای تحت شیمیدرمانی، زوجهای تازه ازدواجکرده، مادران تنها، فارغالتحصیلان جوان بیکار، استادکاران صاحب کارگاههای ماشینسازی دقیق، و شاهد یکی از رویدادهای سیاسی پیشین حضور دارند که روایت او به دلیل ملاحظات حفاظتی به طور جداگانه به مجرای انسانی دُرنا منتقل شده است.
تمامی روایتهایی که در این جمعآوری نخستین دریافت و در گزارش حاضر نگه داشته شدهاند ناشناسسازی شدهاند. شناسههای شخصی، عکسهای چهره و نشانههای مکانی دقیق حذف شدهاند. اشاره به افراد سیاسی ایرانی با توصیفهای عمومی جایگزین شده است. در مقابل، گزارش ارقام سن، درآمد اعلامی و جزئیات هزینهها را حفظ کرده، چرا که همین جزئیات است که وضع واقعی اقتصادی ایرانیان در سال ۱۴۰۵ را خوانا میکند.
تلفیق منابع و محدودیتها
این گزارش ماده روایتها را در پیوند با مجموعهای از دادههای نهادی و مستقل میخواند. در سمت ایرانی، ارقام تورم و دستمزد از سوی بانک مرکزی ایران، مرکز آمار ایران، وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، و مرکز پژوهشهای مجلس منتشر شدهاند. در سمت بینالمللی، تحلیل از دادههای صندوق بینالمللی پول، بانک جهانی، بنیاد بورس و بازار، مرکز استیمسون، شورای آتلانتیک، مؤسسه کلینگندال و سرویس پژوهش کنگره ایالات متحده بهره گرفته است. برآوردهای مستقل استیو هانکه (مؤسسه کاتو و دانشگاه جانز هاپکینز) درباره ابرتورم به مثابه کرانه بالا، در همسویی با روششناسی بانک مرکزی و صندوق بینالمللی پول برای کرانه پایین و میانه ذکر شده است.
سه محدودیت روششناختی باید پذیرفته شود. نخست اینکه آمار منتشر شده توسط نهادهای ایرانی جهتگیری سیاسی دارد و با برآوردهای مستقل اختلاف ساختاری نشان میدهد؛ گزارش حاضر بدینرو نخست منابع رسمی را نقل و سپس کرانههای مستقل را میآورد و هر واگرایی را مشخص میسازد. دوم اینکه روایتها بهصورت اظهاری ثبت شده و مورد به مورد تأیید نگرفتهاند؛ ارزش آنها به همنشینی ساختاری و تطبیق با دادههای اقتصاد کلان مستند است. سوم اینکه وضع ایران بهسرعت در حال تغییر است و آتشبس بیمدت ۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ شکننده میماند؛ ارقام و یافتهها به تاریخ ۱۴ خرداد ۱۴۰۵ بسته شدهاند.
دو. سامان اقتصاد کلان در ۱۴۰۵
پول ملی، فروپاشی که نهادهای رژیم خود تأیید کردهاند
ریال ایران از آغاز جنگ خرداد ۱۴۰۴ تاکنون بیش از نیمی از ارزش خود را در برابر دلار آمریکا از دست داده است. در ۱۴ خرداد ۱۴۰۵، نرخ بازار آزاد که سایتهای بنباست و آلانچند ثبت میکنند به یک میلیون و هفتصد و چهل و هفت هزار ریال به ازای هر دلار رسیده، در برابر حدود هشتصد و بیست هزار در آستانه ۲۳ خرداد ۱۴۰۴5. دولت ایران در همان حال نظامی سهنرخه از ارز را نگه میدارد که شکاف آن با بازار آزاد در سال ۱۴۰۴ پیوسته عمیقتر شد و برچیدن تدریجی آن، بهویژه حذف نرخ ترجیحی دویست و هشتاد و پنج هزار ریالی برای واردات خوراک و دارو، تسمه نقاله اصلی انتقال تورم در سال ۱۴۰۵ بوده است14.
تورم ثبتشده توسط بانک مرکزی ایران، نقطه به نقطه، در پایان سال ۱۴۰۴ به هفتاد و سه و نیم درصد رسید1. صندوق بینالمللی پول در گزارش چشمانداز اقتصاد جهانی فروردین ۱۴۰۵ متوسط تورم سال ۱۴۰۵ را ۶۸٫۹ درصد و انقباض تولید ناخالص داخلی واقعی را منفی ۶٫۱ درصد برآورد میکند4. برآورد مستقل و پربحث استیو هانکه از مشاهده نرخ ارز بازار آزاد، تورم ماهانهای ضمنی برابر ۶۹٫۶ درصد به دست میدهد که بر اساس تعریف فیلیپ کیگن، ایران را در رژیم ابرتورم قرار میدهد3. فاصله این سه سنجش، رسمی، تخمینی و مشتقشده، بیش از آنکه اختلاف روشی باشد یک نشانه سیاسی است: نهادهای رژیم با انتشار تورم بالای هفتاد درصد، خود از تظاهر به ثبات دست شستهاند.
تورم خوراکی شاخصترین نشانه فاجعه است. مرکز آمار ایران در بهمن ۱۴۰۴ تورم نقطهای خوراکیها و آشامیدنیها را ۱۱۰ درصد گزارش میکند، با اجزای چشمگیر: ۱۴۲ درصد روی غلات و نان، ۱۷۳ درصد روی برنج ایرانی و ۲۰۹ درصد روی برنج وارداتی، ۱۱۷ درصد روی گوشت، ۳۷۵ درصد روی روغن گیاهی جامد و ۳۰۸ درصد روی روغن مایع، ۱۱۳ درصد روی میوه2. بانک مرکزی، با احتیاط بیشتر، ۹۹ درصد روی همین سرفصل ثبت میکند. ایرانوایر این سطح را بیسابقه از زمان جنگ جهانی دوم میخواند.
حداقل دستمزد ایران اکنون معادل ۹۵ دلار در ماه است، در برابر ۲۳۸ دلار هجده ماه پیش.
دستمزد، فروپاشی پنهان زیر ارقام اسمی
شورای عالی کار ایران برای سال ۱۴۰۵ حداقل دستمزد را ۱۶۶ میلیون و دویست و پنجاه و پنج هزار و پانصد ریال در ماه، معادل ۱۶٫۶ میلیون تومان، تعیین کرد و آن را افزایش ۶۰ درصدی نامید7. این رقم در نرخ بازار آزاد حدود ۹۵ دلار است. مرجع سندیکایی نمایندگان کارگران، شصت میلیون ریال به ازای هر نفر و بنابراین بیست و چهار میلیون تومان برای خانواری چهارنفره، خط معیشت بازشناختهشده مرکز آمار را پی میگرفت. دولت با اطلاع از این مطالبه، دستمزدی بیش از یکسوم پایینتر از این مبنا تعیین کرد. افزایش ۶۰ درصدی بهسختی تورم رسمی را پوشش میدهد و عقبماندگی انباشته از سال ۱۴۰۳ را جبران نمیکند و در برابر تورم خوراکی ۹۹ تا ۱۱۰ درصدی بهمراتب کمتر است.
خط فقر ملی که وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی برای سال ۱۴۰۴ منتشر کرد ۶ میلیون و یکصد و بیست و هشت هزار و هفتصد و سی و نه تومان به ازای هر نفر در ماه است، یعنی تقریباً ۲۴٫۵ میلیون تومان برای خانواری چهارنفره. در تهران، مرکز پژوهشهای مجلس، نهاد تحلیلی پارلمان، خط فقر بالای سی میلیون تومان برای هر خانوار را تأیید کرده، و برآوردهای مستقل، که بهویژه روزنامه شرق در شهریور ۱۴۰۴ نقل کرده، خط معیشت واقعی پایتخت را بالای پنجاه و پنج میلیون تومان قرار میدهد8. فاصله میان حداقل دستمزد و این خط دیگر مسئله تنش اجتماعی نیست؛ معادله بقاست: خانواری با یک حداقل دستمزد در سال ۱۴۰۵ با سی درصد درآمد لازم برای معیشت رسماً بهرسمیتشناختهشده زندگی میکند.
بازار کار به این معادله یک ناتقارن ساختاری میافزاید. نرخ بیکاری رسمی منتشر شده توسط مرکز آمار ایران، ۷٫۶ درصد در زمستان ۱۴۰۴، بر تعریفی از اشتغال استوار است که اشتغال ناقص و دلمردگی بازار را کمنمایی میکند. بیکاری جوانان ۲۰ تا ۲۴ سال به ۲۳٫۱ درصد، بیکاری زنان همین گروه سنی به ۳۴٫۹ درصد و بیکاری زنان فارغالتحصیل آموزش عالی به ۲۳٫۳ درصد میرسد15. منابع سندیکایی ایرانی فقط برای اثر تجمیعی جنگ اسفند ۱۴۰۴ و تشدید تحریمها، در طول سال جاری، بین سه تا چهار میلیون اخراج و تا ده تا دوازده میلیون شغل در معرض خطر، یعنی حدود نیمی از جمعیت فعال، را پیشبینی میکنند13.
فقر، ساختارها و کرانهها
نرخ فقر مطلق مورد قبول نهادهای پارلمانی ایرانی برای ۲۰۲۵ حدود ۳۰ درصد، یعنی نزدیک به ۲۶ میلیون نفر است16. برآوردهای مستقل دامنه را بین چهل تا پنجاه و پنج میلیون نفر در فقر مطلق یا نسبی قرار میدهد. مجمع پژوهشهای اقتصادی قاهره در مطالعهای منتشرشده در مهر ۱۴۰۴ افت تجمیعی طبقه متوسط ایرانی به میزان ۲۸ واحد درصدی میان ۱۳۹۱ و ۱۳۹۸ را مستند کرده است. دادههای ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴ این افت را گسترش داده، و روزنامه شرق، با وجود نزدیکی به قدرت، در شهریور ۱۴۰۴ اصطلاح «طبقه متوسط فقیر» را برای جوانان فارغالتحصیلی که با چند شغل همزمان نمیتوانند سطح زندگی طبقه متوسط را حفظ کنند، وضع کرد.
در برابر این فاجعه داخلی، مقایسه منطقهای بار تشخیصی روشنی دارد. ترکیه، اقتصادی هماندازه، با انضباط ارتدوکس آغازشده در ۲۰۲۴ تورم نقطهای را به حدود ۳۲ درصد بازگردانده است. عربستان سعودی، امارات متحده عربی و کویت تورمی بین ۱٫۷ و ۳ درصد منتشر میکنند که با لنگرگاههای پولی متصل به دلار و رانت پشتیبانی میشود. عراق نیز با وجود قرار گرفتن در همان معرض خطر بسته شدن تنگه هرمز، تورمی حدود ۲ درصد را نگه میدارد. بنابراین فروپاشی ایران محصول سرایت منطقهای نیست؛ بل محصول مشخص رژیم سیاسی مستقر در تهران، تصرف فرادولتی قفلشده در آن، و تصمیمات انباشته از سال ۱۳۹۷ تاکنون است.
دو جنگ و اثرات تجمیعی آنها
یادآوری گاهشمار، خوانش اقتصادی را مشروط میکند. جنگ بهاصطلاح دوازدهروزه، از ۲۳ خرداد تا ۳ تیر ۱۴۰۴، تأسیسات هستهای نطنز، فردو و اصفهان، میدان گازی پارس جنوبی، و چندین هدف نظامی و شهری را مورد حمله قرار داد10. این جنگ با آتشبسی بدون توافق مکتوب پایان یافت. سال ۱۴۰۴ در اقتصاد کمبود ادامه یافت که با بازگشت تحریمهای سازمان ملل از طریق مکانیسم بازگشت در مهر ۱۴۰۴، تعدیل نرخ ارز ترجیحی برای واردات خوراک و موج اعتراضهای آغازشده از ۷ دی ۱۴۰۴، بدتر شد. سرکوب ۱۸ دی ۱۴۰۴، بسته به منابع، چند هزار تا بیش از سی هزار نفر را در ۴۸ ساعت نخست به کام مرگ کشاند12.
جنگ دوم، که در ۹ اسفند ۱۴۰۴ با موجی هماهنگ از حملات آمریکایی‑اسرائیلی آغاز شد، در ساعات نخست به مرگ رهبر علی خامنهای، بستن کامل آسمان ایران و توقف فعالیت بخش بزرگی از پیمانکاران فرودگاهی انجامید که کارکنانشان بدون حقوق به خانه فرستاده شدند11. این تاریخ کانونی است که در چندین روایت این مجموعه بازمیگردد: ۹ اسفند ۱۴۰۴. آتشبس بیمدت گشودهشده در ۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ به میانجی پاکستان به نقضهای دوجانبه پایان نداده است. هزینه خسارتها، در برآورد ایرانی مورد تأیید بانک مرکزی، بین ۲۷۰ تا ۳۰۰ میلیارد دلار و در برآورد مستقل FDD بین ۵۰ تا ۳۰۰ میلیارد دلار و میانه ۱۴۴ میلیارد دلار قرار میگیرد. پیامدهای زیستمحیطی بالقوه حملات هستهای، بهویژه آلودگی پرتویی پارهای تأسیسات، میتواند دههها به طول انجامد28.
تحریمها در این منظر وزن راهبردی خود را حفظ میکنند. مکانیسم بازگشت تحریمهای سازمان ملل که از ۶ مهر ۱۴۰۴ از سر گرفته شد، گرچه از سوی مسکو و پکن از منظر حقوقی مورد چالش قرار دارد، در عمل از سوی بازارها و بیمهگران به رسمیت شناخته شده است؛ تحریمهای ایالات متحده در دولت ترامپ دوم در درجه نخست ناوگان سایه و پالایشگاههای مستقل موسوم به «قوری» در شاندونگ و میانجیهای هنگکنگی که نظام مالی آن را سامان میدهند را نشانه میگیرد26. صادرات نفت خام ایران به چین که در دی ۱۴۰۴ یک و نیم میلیون بشکه در روز برآورد میشد، در بهمن و اسفند ۱۴۰۴ تحت اثر همزمان جنگ و تشدید تحریمهای ثانویه بهشدت تا حدود نود درصد منقبض شد و از فروردین ۱۴۰۵ بازیابی نسبی یافته، بیآنکه به سطح پیشین برسد27.
سه. صدای ایرانیان
روایتهای زیر در فاصله پایان اردیبهشت و آغاز خرداد ۱۴۰۵ روی صفحات شخصی اعضای دُرنا در اینستاگرام دریافت شدهاند. این روایتها به جهت تنوع شرایطی که نمایندگی میکنند و توان آنها در روشنسازی، یکی پس از دیگری، ساختارهای بخشی برآمده از تحلیل اقتصاد کلان، گزینش شدهاند. در هر قاب، متن اصلی فارسی روایت آمده و توضیحی تحریری در پایان جای میگیرد که آن را در تابلوی کلی گزارش مینشاند.
الف) آستانه ناسکونت، خوراک و سهمیهبندی
«دایی من خیلی بدم میاد که کسی بفهمه تو زندگیم چه خبره ولی بعضی وقتا چارهای نیست. شام امشب یک خانواده ۴ نفره اینه»👇
اعلام شام خانوار چهارنفره به عنوان واقعیتی که باید به دنیای بیرون رساند، با وجود شرمی که این کار با خود دارد، یکی از مستقیمترین نشانهها از معنای تورم خوراکی ۱۱۰ درصدی در درون خانوار ایرانی در سال ۱۴۰۵ است.
«ما الا نزدیک به ی سال نه گوشت نه میوه نه برنج نخوردیم. من خودم سرپرست هستم، مادر دو فرزند. کار گیرم نمیاد. ی مغازه کوچیک با وامم راه انداختم اونم زدن زمین. الا نه شغل نه درآمد ندارم و نمیدونم بچههامو چکار کنم. ی دختر دهه ۷۰ و ی پسر دهه ۱۳۸۸ دارم.»
کنار رفتن پروتئین و برنج از سبد خوراک در مقیاس سالهای پیدرپی مستند شده است. برای مادران تنها در فعالیت غیررسمی، زنجیره وام، سرمایهگذاری، ورشکستگی از زمان فشرده شدن حاشیه سود کسبوکارهای خرد در ۱۴۰۳ به دامی فراگیر بدل شده است.
«سلام با حقوق ۲۵ میلیونی و کارمندی یک خانواده ۴ تفری. فقط داریم میجنگیم برای بقا. تفریح و سفر که هیچ، حتی گوشت و مرغ هم باید حذف کنیم. میوه هم همینطور.»
با درآمد ماهانه ۲۵ میلیون تومان، این خانوار از کمتر از نیمی از خط فقر مورد قبول مرکز پژوهشهای مجلس برخوردار است. حذف همزمان گوشت، مرغ و میوه از سبد با تورم خوراکی بالای ۱۱۰ درصد سازگار است.
«ماهایی که اجاره و خرج بچه و خرج خونه میدیم تنها درآمدمونم یه قرون یارانه و یه دوهزار کالابرگه چیکار باید بکنیم واقعا خسته شدم دیگه از نفس کشیدن.»
سامانه کالابرگ، کارت سهمیهبندی الکترونیکی که از سال ۱۴۰۱ مستقر شده، در کنار یارانه نقدی، در ۱۴۰۵ معادل نمادین حدود دو کیلوگرم مرغ در ماه برای هر نفر را پوشش میدهد. واژه خستگی در این روایت بار تن و بار سیاسی را همزمان حمل میکند.
ب) مسکن، شکستی روزانه
«سلام وقتتون بخیر، شوهرم کارگر هست ماهی پنجاه میلیون میگیریم ولی حتی نمیتونم بچم کلاس ورزشی ثبت نام کنم. دوازده میلیون اجاره خونهمه، سه تا قسط دارم مال وامی که گرفتیم، خودم و شوهرم هم هر دو مریضیم و مخارج اونم هست. اصلا خرید لباس برا خودم و شوهرم کنسل شده با لباسهای سال قبل میگذرونیم. ولی امسال نتونستم برا بچم لباس تابستونه بگیرم.»
اجاره ۲۴ درصد درآمد ناخالص خانوار را میبلعد. مرکز پژوهشهای مجلس مستند کرده است که نرخ فقر خانوارهای مستأجر در ایران اکنون به چهل درصد نزدیک میشود و مسکن به اصلیترین عامل سقوط جمعیت شهرنشین در فقر بدل گشته است.
«حدود یک ساله بخاطر بالارفتن دلار شغلم رو از دست دادم و درآمدم صفر شده… یک خونه دارم اجاره دادم ماهی ۱۰۰ میلیون… فقط میتونم شکمم رو سیر کنم و اجاره خونه ۸۰ متری بدم… یک ماشین لباسشویی میخوام بگیرم حداقل ۱۰۰ میلیون قیمتشه… موندم چیکار کنم… نه سفر میرم، نه گوشیم رو عوض میکنم، نه خرج اضافه. تازه یک نفر مجرد هم هستم… نمیدونم مردم چجوری با ۲۰ م زندگی میکنن…»
نسبت قیمت به اجاره مستندشده در تهران و ناممکنی خرید یک کالای بادوام خانگی به قیمت یکچهارم درآمد سالانه میانه، نشانههای ملموس فروپاشی طبقه متوسط مالک هستند. این فرد چون دارایی دارد همچنان حلال مسائل خویش است، ولی شاهد فشرده شدن درآمد قابلتصرف خویش است.
پ) سلامت، متغیر تعدیل
«شبتون بخیر. همسرم از هموطنان باشرفی هست که تا پای جان داره تلاش میکنه. ولی الان شش ماهه که دندون درد دارم. ده تا دندونم مونده از درد هر شب تا صبح بیدارم. در نظر داشتم قسطی برم اوردنچر کنم، انقد وضع اقتصادیمون فاجعهباره که حتی واسه پروتز هم پول نداریم. من حتی پول کشیدن دندونم رو هم ندارم. خیر، سرم ۴۲ سالهمه. تو ایران زندگی کردن با آخوندها مثل مصیبت میمونه. هر روز بدبختی، هر روز خبر بد و هر روز فقیرتر. به خدا بعضی شبها به سرم میزنه کاش فردا رو نبینم. ولی به خاطر دخترم ادامه میدم. تنها امیدم اینه مملکت به سر و سامانی برسه بلکه ما قشر ضعیف هم بتونیم نفس بکشیم.»
سه یافته همگرا میشوند. پوشش سبد دندانپزشکی توسط نظام بیمه تأمین اجتماعی پسماند است. هزینه پروتز اغلب از یک حقوق ماهانه فراتر میرود. حضور اندیشههای منفعل مرگ، آنگونه که در پایان روز بهعنوان گزارهای عادی بیان میشود، یکی از نشانگان بالینی شدیداً رصدشونده در ادبیات افسردگی اساسی در بستر ناامنی مزمن اقتصادی است.
«درود، وقت بخیر، همسرم املاکی هست. چهار ماه درآمد صفر داریم. خودم سرطان دارم و تحت شیمیدرمانیام. سه تا بچه دارم. حتی یه دونه پسته یا یه تیکه گوشت نتونستیم تهیه کنیم که وضعیت خون و ضعفم برطرف بشه. لباس و خریدهای دیگه که کلا رویا شده برامون. حتی یه کلاس معمولی بچهمو ثبتنام نکردم.»
همنشینی بیکاری نانآور خانواده، بیماری وخیمی که به دریافت غذایی ویژه نیاز دارد و گرانی پروتئین، الگوی مشابهی است که افزایش امتناع از درمان مستند در مطالعه طولی ۱۴۰۴ درباره هزینه فاجعهبار سلامت در ایران را پدید میآورد؛ از ۸٫۳ درصد در ۲۰۱۱ به ۱۴٫۲ درصد در ۲۰۲۰، و احتمالاً بسیار بالاتر در ۱۴۰۵.
ت) کار بیارزششده
«من تراشکارم. ۳۰ تا پرسنل داشتم. الان ۱۰ تا دارم. اگه بفروشم، حقوق و بیمه و مالیات و ارزش افزوده ندم، ماهی ۱ میلیارد جلو هستم. ماشینم از عید خرابه. شرکت [نام] بهم پول نمیده. حقوق هم. ۶۰ درصد اضاف کردن استیل قبل عید ۷۰۰ هزار، برج ۲ شد ۱ میلیون و دویست.»
این صاحب کارگاه تراشکاری دقیق سازوکار مرکزی نابودی بافت صنعتی ایران را روایت میکند: حاشیه ناخالص یک بنگاه تولیدی بهتمامی به وسیله هزینههای اجتماعی، گرانی نهادهها و معوقات کارفرمایان جذب میشود. پیمانکاری صنعتی ایرانی که در معرض بنگاههای در بحران قرار دارد، توان پرداخت خویش را زنجیرهوار از دست میدهد.
«درود جناب تدین، همسر من از پرسنل پیمانکاری شرکت هواپیمایی هستند که از ۹ اسفند به خاطر جنگ دیگه سر کار نرفتن و هیچ حقوقی هم دریافت نکردند. متاسفانه مستأجر هم هستیم و هیچ درآمد دیگهای هم نداریم. نه شرکت پیمانکار گردن میگیره حقوق بده، نه هواپیمایی گردن میگیره برا حقوق. واقعا نمیدونیم باید چیکار کنیم با این اوضاع سرسامآور گرونی. واقعا دلم میخواد این قضیه جهانی بشه تا آبروی این بیشرفها تو کل دنیا بره.»
۹ اسفند ۱۴۰۴ روز آغاز جنگ آمریکایی‑اسرائیلی‑ایرانی ۱۴۰۴ است. شرکتهای پیمانکاری هواپیمایی کشوری ایران دستور دادند که کارگران قراردادی خود را در خانه بمانند، در حالتی فاقد حمایت اجتماعی و فاقد حق سنوات29.
«درود آقای [نام]. بنده یه جوون ۳۳ سالهام. نزدیک به ۲ سال هست عقد کردم. درآمدم تقریبا ۳۰ تومنه در ماه. اما هنوز نتونستم جهیزیمو تکمیل کنم. هم خودم و هم همسرم شب و با اشک و گریه به صبح میرسونم. تو این ۲ سال نصف موهام سفید شده. یه ماشین لباسشویی بنجول ایرانی شده ۹۰ میلیون. آخه من کارگر از کجا باید بیارم؟ حرف میزنیم، میشیم جاسوس اسرائیل و خائن و وطنفروش. طوری شده که دیگ ب خدا هم ایمانی ندارم و شب و روز فحشش میدم با این عدالتش. ب روح پدرم خستهام. امروز رفتم تا مرز خودکشی.»
هزینه ازدواج ایرانی که گرد جهیزیه و کالاهای بادوام سامان میگیرد، برای درآمدی که بالاتر از حداقل دستمزد قرار دارد دور از دسترس میشود. کارکرد سیاسی این روایت در عبارت گزارشکننده جرمانگاری اعتراض هویداست. آستانه خودکشی اینجا بدون پردهپوشی به زبان آورده میشود.
«بیکار شدم به دلیل تعدیل نیرو. تحصیلکرده دانشگاه تهرانم. دوتا گربه حمایتی دارم. واقعا لعنت بهشون. زندگی و جوونیرو بهمون زهر کردن. مرغ خریدن شده آرزو. اگر بخاطر گربههام نبود، نمیخواستم یک لحظهام تو این مملکت زنده بمونم.»
سیمای فارغالتحصیلِ دانشگاهی عمومی که با تعدیل نیرو از کار رانده میشود امروز پدیدهای شناختهشده است. وزیر علوم ایران در پایان ۱۴۰۳ پذیرفت که بیست و پنج درصد استادان کشور را ترک کردهاند. فرار مغزها از ایران به طور متناوب در رتبه نخست جهانی قرار میگیرد.
چهار. خوانش ساختاری، فروپاشی سازمانیافته
تشخیص متعارف اقتصاد ایران، تورم و سقوط ریال را به ترکیب تحریمهای بینالمللی و سوءمدیریت کلان نسبت میدهد. این خوانش صادقانه ولی ناقص است. پرسش بنیادین را دستنخورده میگذارد: چرا، در فشار تحریمی برابر، ایران بدون جمهوری اسلامی سیمای اقتصادی بهغایت متفاوتی از آنچه در سال ۱۴۰۵ مشاهده میشود نشان میداد؟ پاسخ در معماری استخراجی رژیم، در تصرف فرادولتی که هسته مولد آن را تشکیل میدهد، در مدیریت سیاسی نظام یارانهها، و در قفل نهادی که اصلاح دموکراتیک را ناممکن میسازد، نهفته است. چهار عنصر این معماری را روشن میکنند.
تصرف فرادولتی
سهم اقتصاد رسمی ایران تحت کنترل سپاه پاسداران، بنیادهای مذهبی و هلدینگهای متصل به دفتر رهبری، بنا به برآوردهای انباشته مؤسسه کلینگندال، مرکز استیمسون و فهرستهای تحریمی خزانهداری ایالات متحده، با احتساب توأمان قرارگاه خاتمالانبیا (مجموعه عمرانی سپاه)، ستاد اجرایی فرمان امام، آستان قدس رضوی و بنیاد مستضعفان، از نیمی از تولید ناخالص داخلی فراتر میرود17. این تجمیع یک تصویر خطابی نیست: لایحه بودجه ایران برای سال ۱۴۰۴ مستقیماً پنجاه و یک درصد درآمدهای صادرات هیدروکربنها، یعنی حدود دوازده میلیارد یورو، را به سپاه و نیروهای انتظامی اختصاص میداد18. مجموعه امنیتی‑مذهبی ستون فقرات مولد رژیم را تشکیل میدهد و افزونه آن نیست.
میراثی که عملاً تحت کنترل دفتر رهبری قرار دارد، میان کرانه پایین ثبتشده توسط استیو استکلو و تیم رویترز در ۲۰۱۳ (۹۵ میلیارد دلار برای ستاد بهتنهایی) و کرانه بالا که در سالهای ۱۴۰۳ تا ۱۴۰۵ با احتساب آستان قدس رضوی و بنیاد مستضعفان حدود دویست میلیارد دلار برآورد شده، قرار میگیرد19. سازوکار شکلگیری این میراث، که در بایگانیهای حقوقی ایران مستند است، بر مصادره منظم اموال متعلق به اقلیتهای دینی (بهویژه بهائیان)، مخالفان سیاسی و ایرانیان مقیم خارج، در کنار تخصیص امتیازی جایگاه بازار در حوزههای مالی، مخابرات، انرژی و مستغلات استوار است. این طرح استخراجی خودبازتابگر است: هر تحریم خارجی که دسترسی بنگاههای عادی به بازار بینالمللی را پیچیده میکند، مزیت رقابتی بنگاههای فرادولتی را که توان جذب هزینه دور زدن دارند، ژرفتر میسازد.
وارونگی ساختاری یارانهها
نظام یارانهای ایران، که میراثدار خطوط اقتصادی کلان جمهوری اسلامی از ۱۳۵۷ است، به سطحی از وارونگی رسیده که جواد صالحی اصفهانی آن را انتقال خالص از پایین به بالای پلکان درآمدی توصیف میکند. سوخت یارانهای در درجه نخست به سود خودروهای پرکارکرد طبقات بالا، ناوگانهای لجستیکی فرادولتی و شبکههای قاچاق فرامرزی است. خود مسعود پزشکیان در ۱۴۰۳ پذیرفت که روزانه بیست تا سی میلیون لیتر سوخت به طور غیرقانونی از مرزهای کشور خارج میشود، که تا شش میلیون لیتر آن تنها از مرز پاکستان عبور میکند20. سازمان لجستیکی و سیاسی این قاچاق از گذرگاههایی میگذرد که سپاه آنها را کنترل میکند.
سامانه کالابرگ و یارانه نقدی که قرار بود جبران زیان خانوارهای کمبرخوردار باشند، در ۱۴۰۵ کارایی نمادین یافتهاند. روایتهای بازنویسیشده در بخش پیشین ارزش آنها را در حد چند ریال یارانه و کوپن دو هزار تومانی قرار میدهند. ترجمه سیاسی این ساختار در یک جمله میگنجد: خانوارهای فقیر کمک نقدی نمادین در پولی دریافت میکنند که در هجده ماه صد درصد از ارزش خود را از دست داده، در همان حال رانتهای مؤثر مجموعه فرادولتی همچنان به کالای واقعی و آربیتراژ ارزی متصل میمانند.
دور زدن تحریم و فرار سرمایه
نظام ایرانی هم در معرض تحریم قرار دارد و هم سامان پیچیدهای از دور زدن آن را سازمان داده است. ناوگان سایه ایرانی که با انتقال بار در دریا در خلیج عمان و حوالی تنگه مالاکا، تغییر پرچم، جعل اسناد و شرکتهای واسط در امارات متحده عربی و آسیا کار میکند، روزانه حدود یک و نیم میلیون بشکه نفت را به سوی پالایشگاههای مستقل شاندونگ در چین گسیل میکند26. خزانهداری ایالات متحده از فروردین ۱۴۰۴ پنج مورد از این پالایشگاهها، از جمله شاندونگ شوگوانگ لوچینگ پتروشیمی و شاندونگ شنگشینگ شیمیایی، را در فهرست تحریم قرار داده است. درآمد این جریانها به اقتصاد ایران در کلیت آن تعلق نمیگیرد؛ به ساختارهایی تعلق میگیرد که مسیر آن را کنترل میکنند.
در سوی دیگر زنجیره، فرار سرمایه ایرانی به خارج گسترده و مستند است. برآوردهای انباشته نهادهای نزدیک به رژیم (روزنامه کیهان) از خروج سالانه دستکم سی و دو میلیارد دلار سرمایه سخن میگویند که سی و شش تا شصت میلیارد دلار قاچاق نیز به آن افزوده میشود. بنیاد بورس و بازار و مؤسسه هادسن، خرید گسترده داراییهای ملکی ایرانی در دبی، در استانبول (ایرانیان سالها پس از ۱۳۹۷ سرامد گروههای خریدار خارجی مستغلات ترکیه بودهاند) و در تورنتو را مستند کردهاند21. هدفگیری عملیاتی داراییهای فرامرزی متصل به نومنکلاتورای ایرانی، بهویژه از سوی خزانهداری ایالات متحده و سازوکار اروپایی توقیف دارایی، بدینگونه ابزار اقدام به شمار میآید نه پیامد جانبی تحریم.
قفل سیاسی
این معماری استخراجی تنها به بهای قفل سیاسیای پایدار میماند که اصلاح درونی را ناممکن میسازد. در انتخابات مجلس ۱۴۰۲، از مجموع ۴۸ هزار و ۸۴۷ ثبتنام، تنها ۱۵ هزار و ۲۰۰ نامزدی از سوی شورای نگهبان تأیید شد. مشارکت ۴۱ درصد، پایینترین رقم در تاریخ جمهوری اسلامی، با حدود ۵ درصد رأی باطل به عنوان نشانه اعتراض آشکار ثبت شد22. انتخابات ریاستجمهوری همان سال مسعود پزشکیان را به قوه مجریه آورد، ولی فضای مانور او از همان روز اولیه محدود شد و مرگ رهبر علی خامنهای در ۹ اسفند ۱۴۰۴ توالیی از جانشینی را آغاز کرد که خود گویای ساختار قدرت است. مجلس خبرگان، با مستندات فشار و تماسهای مکرر سپاه پاسداران، در ۱۸ اسفند ۱۴۰۴ مجتبی خامنهای را به عنوان سومین رهبر جمهوری اسلامی منصوب کرد23؛ نخستین انتقال خاندانی قدرت دینی برتر از تأسیس رژیم تاکنون.
سرکوب خیزش پایان آذر ۱۴۰۴ و ۱۸ دی ۱۴۰۴، کشتارهای جمعی مستند توسط عفو بینالملل و هرانا، و آهنگ اعدامها کارکرد سیاسی رژیم را تأیید میکنند. ECPM دستکم ۱۶۳۹ اعدام در سال ۲۰۲۵ میلادی را ثبت میکند؛ جمع تجمیعی فروردین ۱۴۰۴ تا فروردین ۱۴۰۵ از ۲۶۵۷ مورد فراتر میرود، بیش از دو برابر سال پیشین9. از ۹ اسفند ۱۴۰۴ تاکنون، عفو بینالملل بیش از شش هزار بازداشت خودسرانه و دستکم سی و نه اعدام سیاسی در کمتر از دو ماه شمارش کرده است25. جرمانگاری فقر، که در یکی از روایتها به این بیان ثبت شده که دادگاه اولویت را به محکومیت معترضان داده نه به مطالبه دیه کارگر، دیگر استعاره نیست.
پنج. شاخصهایی برای پایش تا پاییز ۱۴۰۵
این گزارش به تاریخ ۱۴ خرداد ۱۴۰۵ بسته شده است. شاخصهای زیر مستلزم پایش دقیقاند چرا که مسیر آنها خوانش تصمیمهای بینالمللی پیشرو را شکل خواهد داد.
در میدان پولی: نرخ ریال در برابر دلار در بازار آزاد، شکاف میان نرخ بازار آزاد و نرخهای رسمی، و آهنگ برچیدن نرخهای ترجیحی باقیمانده برای واردات ضروری.
در میدان انسانی: ارقام ماهانه کمیساریای عالی پناهندگان درباره جابهجایی در مرزهای ارمنستان، ترکیه، پاکستان و عراق؛ موجودی واقعی فهرست داروهای اساسی سازمان جهانی بهداشت در داروخانههای تهران، مشهد، تبریز و شیراز.
در میدان سیاسی: روشن شدن عمومی وضع رئیسجمهور مسعود پزشکیان، که استعفای منتسب به او در پایان اردیبهشت ۱۴۰۵ بدون عقبنشینی علنی خود او تکذیب شد30؛ تأیید یا تردید در رهبری مؤثر رهبر تازه مجتبی خامنهای در برابر سپاه پاسداران؛ آهنگ هفتگی اعدامهای سیاسی به روایت عفو بینالملل و هرانا.
در میدان حقوقی: تحولات موضع روسیه و چین درباره اعتبار حقوقی مکانیسم بازگشت سازمان ملل؛ تصمیمهای مراجع قضایی اروپایی درباره دعاوی توقیف دارایی متصل به نومنکلاتورای ایرانی در امارات و ترکیه؛ پیشرفت پروندههای مستندسازی کشتار دی ۱۴۰۴ نزد شورای حقوق بشر در ژنو.
یادداشتها و منابع
- بانک مرکزی ایران، سری ماهانه شاخص قیمت مصرفکننده، نقطه به نقطه، پایان اسفند ۱۴۰۴ (۲۰ مارس ۲۰۲۶)؛ بازتاب در گزارش ارز و تورم بنیاد بورس و بازار، فروردین ۱۴۰۵.
- مرکز آمار ایران، شاخص قیمت مصرفکننده، خوراکی و آشامیدنی، بهمن ۱۴۰۴؛ بازتاب در الجزیره، «تورم خوراکی به خانوارهای جنگزده ایران فشار وارد میکند»، ۱۰ مه ۲۰۲۶.
- استیو هانکه، پروژه ارزهای بحرانزده، مؤسسه کاتو و دانشگاه جانز هاپکینز؛ برآورد ماهانه ۶۹٫۶ درصد، معادل رژیم ابرتورم بر اساس تعریف کیگن؛ AIER، «هانکه ابرتورم ارز ایران را آشکار میکند»، ۲۰۲۶.
- صندوق بینالمللی پول، چشمانداز اقتصاد جهانی، فروردین ۱۴۰۵: ایران، متوسط تورم ۲۰۲۶ معادل ۶۸٫۹ درصد، انقباض تولید ناخالص داخلی واقعی منفی ۶٫۱ درصد.
- بنباست و آلانچند، نرخ بازار آزاد ریال در برابر دلار، ثبتشده در ۱۴ خرداد ۱۴۰۵: یک میلیون و هفتصد و چهل و هفت هزار ریال به ازای هر دلار.
- ایران اینترنشنال، «حداقل دستمزد ایران از ۲۳۸ دلار به ۹۰ دلار سقوط کرد»، ۱۶ مهر ۱۴۰۴؛ یورونیوز، «ایران حداقل دستمزد را ۶۰ درصد افزایش داد»، ۲۶ اسفند ۱۴۰۴.
- شورای عالی کار، مصوبه تعیین حداقل دستمزد سال ۱۴۰۵: ۱۶۶ میلیون و ۲۵۵ هزار و ۵۰۰ ریال در ماه؛ ایلنا، گزارش موضع نمایندگان کارگران.
- وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، خط فقر ملی ۱۴۰۴: ۶ میلیون و ۱۲۸ هزار و ۷۳۹ تومان به ازای هر نفر در ماه. مرکز پژوهشهای مجلس، شنیدنی عمومی آبان ۱۴۰۴: خط فقر تهران بالای ۳۰ میلیون تومان، برآورد مستقل بیش از ۵۵ میلیون تومان برای خانوار چهارنفره.
- ECPM، گزارش سالانه ۲۰۲۵؛ عفو بینالملل، بهروزرسانیهای ۲۰۲۶؛ جمع تجمیعی فروردین ۱۴۰۴ تا فروردین ۱۴۰۵: دستکم ۲۶۵۷ اعدام.
- ISIS-Online، ارزیابی پس از حمله؛ شورای روابط خارجی آمریکا، ارزیابی خسارت حمله ایالات متحده و اسرائیل به اهداف هستهای ایران؛ گاهشمار ۲۳ خرداد تا ۳ تیر ۱۴۰۴.
- رویترز، AP، الجزیره و گزارشهای کتابخانه مجلس عوام بریتانیا CBP-10521 و CBP-10637 درباره آغاز ۹ اسفند ۱۴۰۴ و تمدید بیمدت آتشبس از ۱ اردیبهشت ۱۴۰۵؛ مطالعه FDD درباره اثرات عملیات «خشم حماسی»، فروردین ۱۴۰۵.
- عفو بینالملل و هرانا، اطلاعیههای دی و بهمن ۱۴۰۴؛ برآورد قربانیان بهطور نسبی موضوع اختلاف است، کرانه پایین چندین هزار، کرانه بالا به یک یادداشت داخلی وزارت بهداشت ایران منتسب به بیش از سی هزار کشته در چهل و هشت ساعت نخست.
- ایران اینترنشنال، اردیبهشت ۱۴۰۵، به نقل از منابع سندیکایی؛ موارد مستند دیجیکالا، کاموا، و کارخانههای نساجی قزوین و مرودشت.
- بانک جهانی، پایش اقتصادی ایران، فروردین ۱۴۰۵: برچیدن تدریجی نرخ ترجیحی ۲۸۵ هزار ریالی برای واردات ضروری.
- مرکز آمار ایران، طرح نیروی کار فصلی، زمستان ۱۴۰۴. زنان ۲۰ تا ۲۴ سال: ۳۴٫۹ درصد بیکاری؛ زنان فارغالتحصیل آموزش عالی: ۲۳٫۳ درصد.
- بانک جهانی، Iran MPO؛ مطالعه ERF در ۸ مهر ۱۴۰۴، مستندسازی افت تجمیعی طبقه متوسط به میزان ۲۸ واحد درصد میان ۱۳۹۱ و ۱۳۹۸، گسترشیافته در ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴.
- وزارت خزانهداری ایالات متحده، فهرستهای دی ۱۳۹۹ شامل ستاد اجرایی فرمان امام، آستان قدس رضوی و بنیاد مستضعفان؛ کلینگندال، «فراتر از سپاه: ظهور مجموعه نظامی‑بنیادی ایران».
- ایران اینترنشنال، «خامنهای و سپاه سهم خود از درآمد نفت و داراییهای دولتی ایران را افزایش میدهند»، فروردین ۱۴۰۴: لایحه بودجه ۱۴۰۴ که ۵۱ درصد درآمد صادرات هیدروکربنها را به سپاه و نیروهای انتظامی اختصاص میداد.
- سری تحقیقاتی رویترز Assets of the Ayatollah، استیو استکلو و همکاران، ۲۰۱۳؛ بهروزرسانی انباشته که میراث تحت کنترل مؤثر رهبری را با احتساب ستاد، آستان قدس رضوی و بنیاد مستضعفان به حدود ۲۰۰ میلیارد دلار میرساند.
- اتاق بازرگانی ایران؛ اعتراف رئیسجمهور پزشکیان (۱۴۰۳): قاچاق روزانه بیست تا سی میلیون لیتر سوخت؛ RFE/RL و Iran News Update درباره مسیر پاکستان (تا شش میلیون لیتر در روز).
- بنیاد بورس و بازار، The Shadow of Sanctions in Istanbul's Housing Market، آذر ۱۴۰۲؛ ایران اینترنشنال، «ایرانیان همچنان از سرامد خریداران خارجی مستغلات ترکیه»، اسفند ۱۴۰۲؛ مؤسسه هادسن، How to Target Iran's Kleptocracy.
- گروه بحران بینالمللی، Closing Circles؛ مرکز استیمسون، Iran's Faustian 2024 Elections: مشارکت ۴۱ درصدی، پایینترین سطح تاریخی رژیم.
- منبع تجمیعی: ایران اینترنشنال و ویکیپدیا، «انتخابات رهبری ایران ۲۰۲۶»، اسفند ۱۴۰۴ – فروردین ۱۴۰۵؛ انتصاب مجتبی خامنهای به سومین رهبر در ۱۸ اسفند ۱۴۰۴ زیر مستندات فشار مجلس خبرگان.
- ACLED، گزارش ویژه خاورمیانه، اسفند ۱۴۰۴؛ عفو بینالملل، «ایران: موج بازداشتهای خودسرانه و اعدامهای سیاسی»، فروردین ۱۴۰۵.
- وزارت خارجه ایالات متحده، Maximum Pressure with Sanctions Targeting Iran's Shadow Oil Economy، اردیبهشت ۱۴۰۵؛ OFAC، تحریم پالایشگاههای مستقل شاندونگ و شبکههای میانجی هنگکنگی.
- مرکز استیمسون، Iran's Oil Exports: Resilience Amid Sanctions and Snapback، ۲۰۲۵؛ کلینگندال، Sanctions without Shock?.
- Bulletin of the Atomic Scientists، تیر ۱۴۰۴: پیامدهای زیستمحیطی بالقوه حملات بر تأسیسات هستهای.
- Kayhan Life، IBTimes و Times of Israel، اسفند ۱۴۰۴ تا اردیبهشت ۱۴۰۵ درباره پیمانکاری فرودگاههای ایران: فرودگاههای IKA و مهرآباد بهصورت بخشی بسته، دستورات شرکتهای پیمانکار به کارکنان قراردادی برای ماندن در خانه.
- ایران اینترنشنال، پایان اردیبهشت ۱۴۰۵: گزارش نامه استعفای رئیسجمهور مسعود پزشکیان به رهبر مجتبی خامنهای، با بیانیهای مبنی بر اینکه دولت از تصمیمگیری واقعی بیرون رانده شده است.
